فلسفه یانگ و یین

یین و یانگ یک زوج نیروی همزیست و مکمل اند که همواره و بدون هیچ وقفه ای در این جهان فعالیت می کنند. قسمت سیاه دایره یین نامیده می شود. یین می تواند معرف هر چیزی در این جهان هستی از قبیل : منفی بودن انفعالی بودن ملایمت و آرامی تخیلی بودن– ماه – تاریکی – شب و ……… باشد. قسمت دیگری که این چرخه را کامل می کند یانگ نامیده  می شود که نماینده مثبت بودن – فعال بودن – سفتی و استواری – واقعیت پسندی – خورشید – روشنی – روز و ………میباشد.

اشتباه رایجی که اغلب مردم مرتکب می شوند این است که این نماد یین و یانگ را به مثابه گونه ای دوگانه در نظر می گیرند. تا وقتی که این جوهر یگانه را به دو قطب تقسیم می کنیم از ادراک حقیقت عاجزیم. در واقع جزء مکمل هر شیئی در خود او قرار دارد و تنها این ادراک و ذهن انسان است که آنها را به دو دسته مخالف تقسیم می کند.  خورشید وجودی مخالف ماه نیست آنها مکمل یکدیگر بوده و وجود هر کدامشان لازم و ملزوم وجود دیگری است. ما نیز نمی توانیم بدون وجود هر یک از آنها به زیستن ادامه دهیم. به همین ترتیب زن  مکمل وجود مرد است چرا که بدون وجود زن ممکن نیست مردی بر صحنه خاک پدید آید و عکس این مطلب نیز صادق است. یگانگی یین و یانگ لازمه زندگی است. اگر یک دوچرخه سوار را در نظر بگیریم که می خواهد به سوی مقصد مشخصی حرکت کند در میابیم که او نمی تواند به طور هم زمان با هر دو پا رکاب بزند. به همین ترتیب اگر هم اصلا” رکاب نزند از رسیدن به مقصد باز خواهد ماند. برای آنکه به جلو حرکت کند مجبور است به طور متناوب به یکی از رکاب ها فشار بیاورد و رکاب دیگر را آزاد بگذارد. در اینجا عمل حرکت کردن رو به جلو مستلزم هماهنگی و اتحاد بین دو عمل فشار دادن و آزاد کردن متناوب رکابها می باشد. بنابر این هر موجودی عامل به وجود آورنده موجود دیگری می باشد. در نماد یین و یانگ نقطه سفیدی در قسمت سیاه و نقطه سیاهی در قسمت سفید وجود دارد. این نقاط نشان دهنده تعادل در زندگی است. چرا که هیچ موجودی نمی تواند با کنار نهادن یکی از این دو نیرو و حرکت افراطی به سوی دیگر مدت زیادی زنده بماند. فرقی نمی کند که این جهت گیری افراطی به سوی مثبت باشد یا منفی. بنابراین نرمی و آرامی باید با وجود محکمی و استواری آمیخته باشد و محکمی و استواری با جوهر نرمی و آرامش. به همین دلیل است که یک رزمی کار باید مانند فنر انعطاف پذیر باشد. درختان خشک و انعطاف ناپذیر در اثر وزش باد به آسانی می شکنند. بنابراین مثلاً در کونگ فو و یا هر شیوه دیگری فرد باید ملایم و مهربان باشد اما نه تا سرحد افراط.  راسخ و استوار باشد اما نه خشن و نا مهربان و اگر قدرتی هم دارد باید لطافت و ملایمت قدرت خویش را حفظ کند. قاطعیت و استواری اگر با ملایمت آمیخته نباشد قدرتمندی به حساب نمی آید. بدین ترتیب اگر کسی بتواند نرمی و ملایمت خویش را با قاطعیت و راسخ بودن همراه کند هیچ کس نمی تواند از دیوار بلند دفاعی او عبور کند. این اصل پیروی از اعتدال بهترین وسیله را برای محافظت از آدمی فراهم می آورد. چراکه ما وجود این یگانگی ((  یین و یانگ )) را در تمامی اشیاء باور داریم و آن را با دوگانگی و ثنویت در هم نمی آمیزیم. ما با فاصله گرفتن از هردو سوی افراط و تفریط فضایی از آرامش خیال فراهم می آوریم. حتی اگر به یکی از دو سوی افراط و تفریط متمایل شویم مجبور خواهیم شد به منظور مهار آن همراهش به حرکت درآییم. این گام نهادن در راه افراطی که بدون اتصال و پیوستگی با آن صورت می گیرد خلاصی از آن به شمار می رود. هنگامی که حرکت به یکی از دو نهایت یین و یانگ می رسد واکنشی آغاز می گردد. یعنی هنگامی که یانگ به نهایت می رسد به ین تبدیل می گردد و هنگامی که یین ( که به وسیله یانگ فعال شده ) به نهایت می رسد دوباره به حالت یانگ باز می گردد به همین دلیل است که هر یک از آنها علت و معلول دیگری به شمار می رود. مثلا” هنگامی که کسی خیلی کار می کند خسته شده و مجبور به استراحت می گردد ( از یانگ به یین ) و پس از استراحت می تواند دوباره به کار و فعالیت بپردازد ( بازگشت از یین به یانگ ). این تبدیل بی پایان یین و یانگ همواره ادامه دارد تا هنگامی که یک مرحله از سیکل هستی به پایان خود رسد.

به کار گیری نظریه یین و یانگ در کونگ فو به نام قانون هماهنگی شناخته می شود. بدین صورت که کونگ فو کار باید خود را با نیروی حریف همساز کند و با آن مخالفت نورزد. به فرض مثال هنگامی که فرد A بر روی فرد B نیرویی اعمال می کند فرد B با آن مخالفت نمی کند ولی کاملا” هم اجازه اعمال نیرو نمی دهد چرا که هر دوی این حالات دو سوی افراط یا تفریط واکنشی می باشند و به جای آن فرد B باید با اعمال نیروی کمتری نقش مکمل نیروی فرد A را بازی کند و او را در همان جهت حرکت خودش رهبری نماید. همان گونه که قصاب به جای بریدن استخوانها گوشت را از روی آنها برمیدارد و بدین ترتیب چاقوی خویش را از خطر کند شدن در امان می دارد. کونگ فو کار نیز باید با دنبال کردن جهت حرکت حریف خود بدون آنکه با نیروی او مخالفت ورزد و یا حتی با او نزاع نماید از خویشتن محافظت کند. ( کنش خود به خودی یا روانی ). این کمک خود به خودی به حرکت حریف یعنی فرد A منجر به شکست او خواهد شد. هنگامی که رزمی کار نهایتا” به درک نظریه یین و یانگ نائل می آید با نرمی و ملاطفت یا زمختی و قاطعیت خویش موجب برپا شدن نزاع نمی گردد. او در هر لحظه همان کاری را انجام می دهد که حقیقتا” بایسته است. در واقع تمامی فرمها و تکنیکهای متداول به یک سو نهاده می شوند و حرکات رزمی کار به حرکاتی روزمره تبدیل می گردند. دیگر لازم نیست که او مانند بسیاری از استادان شیوه های دیگر به توجیه خویشتن بپردازد و روان یا قدرت درونی خود را به دادخواهی وادارد. برای او مسیر طولانی پرورش یافتن در هنر رزمی به راه ساده ای تبدیل خواهد شد.

درباره ی bazrafkan

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *